Shopping Cart
5 کتابی که باید خواند

معرفی 5 کتاب برتر

معرفی 5 کتاب برتری که باید خواند

 کتاب‌ها، چنان قدرتی دارند که به یک آن، ما را از جایمان، در یک پروژه‌ی سخت کاری یا روابط اجتماعی فرسایشی، جدا کنند و به سرزمینی ببرند که نوید آرامش یا هیجان می‌دهد. از فراز و نشیب‌های مطمئن داستان‌های کلاسیک انگلیسی مثل غرور و تعصب گرفته، تا وحشت رخنه کرده در راهروهای وزارت عشق در رمان ۱۹۸۴. سوال اینجاست که اگر تا به حال سراغ کتاب‌ها نرفته‌ایم یا دل نداده‌ایم به غرق شدن در جریانشان، باید از کجا شروع کنیم؟ شاید اولین کاری که باید انجام دهیم، پیدا کردن یک لیست راهنما از کتاب‌ های برتر است که آن‌قدر تاثیرگذار بوده‌اند که همیشه در لیست بهترین‌های مردم در سراسر تاریخ ادبیات قرار گرفته‌اند و باید آن‌ها را خواند. در این یادداشت وبلاگ کتاب پردیس، ۴۰ کتابی را به شما معرفی می‌کنیم که حتما باید پیش از مرگ خواند.

کتاب‌ های معرفی شده در این فهرست، غیر ایرانی هستند.لیست کتابهای ایرانی که باید خواند را در مقالات آینده مورد بررسی قرار خواهیم داد.

 

1. صد سال تنهایی

صد-سال-تنهایی

نویسنده: گابریل گارسیا مارکز

معرفی کتاب برتر صد سال تنهایی

کتاب صد سال تنهایی اثریست که میلیون‌ها نفر در جهان را شیفته خود کرده است. این رمان حاصل ۱۵ ماه تلاش و کار گابریل گارسیا مارکز است که به گفته‌ی خود در تمام این ۱۵ ماه خود را در خانه حبس کرده بوده است!

جذابیت رمان صد سال تنهایی (One Hundred Years of Solitude) از عنوان‌ آن آغاز می‌شود. عنوانی که مخاطب را به فکر فرو می برد. تنهایی آن هم صد سال!
گابریل گارسیا مارکز (Gabriel García Márquez) به عنوان محبوب‌ترین نویسنده ادبیات اسپانیایى‌زبان پس از سروانتس از قرن هفدهم تا کنون شناخته مى‌شود و برنده جایزه نوبل ادبیات سال 1982 میلادى است. مارکز سرخوشانه داستان خود را با ترکیب مضامین قدرگرایى، خیالى، قهرمانى و همه مفاهیم دیگرى که از کودکى در دهکده آرکاتاکا در منطقه سانتامارتا کشورِ کلمبیا با آن رشد کرده بود، درآمیخته است. مارکز با نوشته‌هایش عناصر خیال را وارد زندگى روزانه و عادى مردم نموده است.

جملات برگزیده کتاب صد سال تنهایی:

      • انسان تنها زمانی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پائین بنگرد که ناگزیر است او را یاری رساند تا روی پای خود بایستد.
      • هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
      • مرگ از پیری نمی آید، بلکه با فراموشی می آید!
      • برای عشق مبارزه کن ولی هرگز گدایی نکن.

 

2.غرور و تعصب

غرور-و-تعصب

نویسنده: جین آستن

معرفی کتاب برتر غرور و تعصب

کتاب غرور و تعصب نوشته‌ی جین آستن، از مشهورترین و عاشقانه‌ترین رمان‌های جهان، ماجرا درباره ماجرای دختر سرکش و جذاب و در عین حال عجیب و غریب خانواده‌ی بنت، که بر خلاف عرف آن روز جامعه و تلاش بی حد و حصر مادرش، پی پیدا کردن همسری برای خود نیست و همین، او را درگیر عشق پر فراز و نشیب آقای دارسی می‌کند که مردی است به ظاهر خودپسند، مغرور و بدون شک متمول.

جملات برگزیده کتاب غرور و تعصب:

        • از عیب و ایرادهای کسی که قرار است عمرت را با او سر کنی هر چه کم‌تر بدانی بهتر است.
        • در هر دل‌بستگی و علاقه‌ای هم قدردانی وجود دارد و هم خودبینی.
        • نفست را بگیر تا بتوانی آتشت را فوت کنی.
        • هر احساسی را باید تابع عقل کرد.
        • شخصیت‌های بغرنج‌تر قابل‌تأمل ترند؛ لااقل این‌یک حسن را دارند.

 

3. 1984

کتاب ۱۹۸۴

 

نویسنده: جورج اورول

معرفی کتاب برتر 1984

کتاب 1984 نوشتۀ جرج اورول تقریبا پای ثابت همه لیست‌های پیشنهادی برای خواندن کتاب است.این کتاب، داستانی تخیلی اما نفس‌گیر درباره یک حکومت تمامیت‌خواه با سیاسیتی کنترل‌گر و روابط مخفی مردی به نام وینستون اسمیت و زنی به نام جولیا است که سعی دارند به دور از نظارت حکومت دیکتاتور از بودن در کنار هم لذت ببرند.

افتخارات رمان 1984:

– جزو فهرست 100 کتاب قرن لوموند
– جزو لیست برترین رمان‌های انگلیسی گاردین
– 3 فیلم با همین عنوان، بر اساس این رمان ساخته شده است.

جملات برگزیده کتاب 1984:

        • آیا ممکن است شرایط به‌گونه‌ای تغییر کند که انسان آرزو‌هایش برای آزادی، شرافت، کمال و عشق را فراموش کند؟‌
        • کسی که گذشته را کنترل کند آینده را کنترل می‌کند و کسی که حال را کنترل کند گذشته را کنترل می‌کند.
        • یک جامعه طبقاتی فقط بر اساس وجود فقر و نادانی قابل‌دوام است تا آگاه نشده‌اند عصیان نمی‌کنند..و تا عصیان نکنند نمی‌توانند آگاه شوند.
        •  آنگاه دوباره چهره‌ی ناظر کبیر محو شد و به‌جای آن سه شعار حزب با حروف بزرگ ظاهر شد:
          • جنگ صلح است
          • آزادی بردگی است
          • نادانی توانایی است

4.کوری

کتاب کوری

نویسنده: ژوزه ساراماگو

معرفی کتاب برتر کوری

کتاب کوری نوشته‌ی ژوزه ساراماگو داستانی تمثیلی دارد که پیامی تکان دهنده منتقل می‌کند. ساراماگو ماجرای کور شدن اتفاقی مردم شهری را روایت می‌کند اما در حقیقت با این داستان رعب‌انگیز به اخلاقیات انسان مدرن می‌پردازد. رمان کوری مشهورترین و پرافتخارترین اثر خالقش به شمار می‌آید.

اتفاقات رمان کوری (Blindness) در شهری خیالی رخ می‌دهد و یک روز عادی را توصیف می‌کند. راننده‌ای بینایی خود را از دست می‌دهد و او اولین کسی است که دچار این مشکل می‌شود. این اتفاق بارها و بارها تکرار می‌شود و تعداد بیشتری از مردم به این بیماری مرموز مبتلا می‌شوند. نکته‌ی عجیبی در خصوص این کوری وجود دارد؛ افرادی که به این بیماری مبتلا می‌شوند به جای تاریکی مطلق همه‌جا را سفیدی مطلق می‌بینند. در حقیقت می‌توان چنین تعبیر کرد که مانعی سفید در مقابل دید افراد قرار می‌گیرد.

جملات برگزیده رمان کوری:

        • می دانم،می دانم،من زندگیم را با تماشا کردن چشم‌های مردم سپری کردم، این تنها عضو بدن است که احتمال دارد هنوز روحی در آن وجود داشته باشد.
        •  نابینایی یک مسئله شخصی است میان فرد و چشمانی‌ که با آن‌ها به دنیا می‌آید.
        •  امتیازی که این نابینایان از آن بهره می‌بردند،چیزی بود که شاید بتوان توهم نور به آن اطلاق کرد.
        •  هر کس بر اساس وجدان خودش عمل می‌کند، طرز تفکر من این است و قصد عوض کردن عقایدم را هم ندارم.

 

5.دختری در قطار

دختری در قطار

نویسنده: پائولا هاوکینز

معرفی کتاب برتر دختری در قطار

کتاب دختری در قطار اثری شگرف از پائولا هاوکینز که اندکی پس از انتشارش در صدر آثار نیویورک تایمز قرار گرفت و توانست عنوان پرفروش‌ترین رمان سال 2015 را از آن خود کند و رکورد فروش اثر مشهور و افسانه‌ای هری پاتر را بشکند، روایتی است دلهره‌آور اما همراه با فضایی عاطفی و احساسی که هاوکینز توانسته در آن با دیدگاهی روانشناسانه به موضوعی معمایی بپردازد.

داستان با به تصویر کشیدن فضای قطار و ریل‌ها آغاز می‌شود. قطار را می‌توان نشانی از حرکت و مسیر زندگی دانست. در ابتدای داستان در مورد شخصیت ریچل که اصلی‌ترین شخصیت قصه است، پی خواهید برد که او تخیل فوق‌العاده‌ای دارد و همین سبب می‌شود تا در همان صفحات آغازین کتاب دختری در قطار (The Girl on the Train) با تخیل قدرتمند پائولا هاوکینز آشنا شوید. هر بخش از داستان به وسیله‌ی یکی از شخصیت‌ها روایت می‌شود و این تعدد راوی باعث می‌شود در روایت داستان نوعی تنوع به وجود آید و شما قصه را هر بار از دید یک شخصیت جدید و با داوری‌ها و قضاوت‌های آن شخص دنبال کنید. هاوکینز با پرش زمانی نیز شما را از حال به گذشته و دوباره از گذشته به حال منتقل می‌کند که این خود تبحر شگرف او در نویسندگی را نمایان می‌کند.

جملات برگزیده دختری در قطار:

        • «ازدواج یعنی همین: امنیت، گرما، راحتی»
        • چرا این قدر این خانه کوچک شده؟ چرا آن قدر زندگی آم خسته کننده شده؟ این همان چیزی بود که من می خواستم؟ یادم نمی آید. فقط چیزی که می دانم این است که چند ماه پیش بهتر شده بودم. اما الان دوباره نمی توانم فکر کنم. نمی توانم بخوابم. نمی توانم نقاشی بکشم. انگیزه فرار روز به روز در من قوی تر می شود. شب وقتی دراز می کشم می شنوم یکی در گوشم دایم می گوید: برو، برو.
        • چشم هایم را که می بندم در سرم پر از تصاویر گذشته و آینده می شود. چیزهایی که در رویای آن هستم. چیزهایی که باید داشته باشم ولی کنارشان گذاشته ام. آرامش ندارم. از هر سویی که می روم به بن بست می رسم. گالری بسته، خانه ای که در این جاده است, علاقه زنان به ورزش پیلاتس، مسیر ریل قطار ته باغ. وقتی قطار بارها و بارها از جلو من رد شود، یادم می اندازد که هزاران آدم هر روز با قطار این سو و آن سو می روند؛ اما تو هنوز سر جای خودت هستی.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.